تفسیر آیه «کهیعص» از زبان امام زمان (عج)

این حروف از خبرهای غیبی هستند که خداوند آن‌ها را به اطّلاع بنده‌اش، حضرت زکریا (ع) رسانده و سپس داستان آن را برای حضرت محمد (ص) نقل کرده است.

سیّدالشّهداء در کلام امام زمان(عج)به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ سعد بن عبداللَّه قمی می‌گوید: پس از آن که در مناظره با برخی از ناصبی‌ها دچار مشکل شدم، حدود چهل پرسش را نوشته و به‌ منظور گرفتن پاسخ آن‌ها نزد «احمد بن اسحاق» که از عالِمان مشهور شهر بود رفتم، اما گفته شد که او جهت ملاقات با امام حسن عسکری (ع) به سامرا سفر کرده است. 

 

به‌همین منظور من نیز برای دیدار با وی به راه افتادم تا این‌ که در مسیر به او رسیدم. لذا در ادامه با هم به محضر امام حسن عسکری‌ (ع) مشرّف شدیم.

 

در حضور حضرت بودیم که احمد بن اسحاق کیسه‌ای از وجوهات را به ایشان تقدیم کرد.

 

امام حسن عسکری‌ (ع) فرمود: تحویل پسرم مهدی بده.

 

امام زمان - عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف - که کودکی روی زانوی پدر بود، یک به یک اسامی افرادی را که در ارائه وجوهات شریک بودند را فرموده و در ادامه وجوه حرام‌ و

حلال‌ را جدا کردند.

 

امّا احمد بن اسحاق وجه فرستاده شده مختصری را که پیرزنی به وی داده بود، فراموش کرده و آن‌ را در محلّ اقامت جا گذاشته بود؛ در همین لحظه بود که حضرت مهدی (عج) این موضوع را به وی متذکر شد. 

 

در این فاصله‌ که ابن اسحاق جهت آوردن آن بسته رفته بود، امام حسن عسکری‌ (ع) فرمودند: ای سعد! چه شد که به حضور ما آمدی؟ 

 

عرض کردم: احمد بن اسحاق تشویقم کرد که همراه وی به زیارتِ شما بیایم.

 

آن حضرت فرمودند: پس آن سوالاتی را که می‌خواستی بپرسی چه شد؟ 

 

عرض کردم: آری! هنوز هم به دنبال جواب سوالات هستم.

 

حضرت با اشاره به حضرت مهدی (عج) فرمودند: از پسرم بپرس.

 

در ادامه امام زمان (عج) فرمودند: سَلْ عمّا بدا لک منها؛ هر چه در ذهن داری بپرس.

 

سعد بن عبداللَّه قمی می‌گوید: سؤالات زیادی پرسیدم. یکی از آنها این بود که عرض کردم: یابن رسول اللَّه! از تفسیر آیه «کهیعص» برایم بفرمایید!

 

حضرت فرمودند: این حروف از خبرهای غیبی هستند که خداوند آن‌ها را به اطّلاع بنده‌اش، حضرت زکریا (ع) رسانده و سپس داستان آن را برای حضرت محمد (ص) نقل کرده است. موضوع تفسیر آیه مذکور این گونه بوده است که حضرت زکریّا از خداوند درخواست کرد تا اسامی پنج تن را به وی بیاموزد.

 

جبرئیل نازل شد و اسامی پنج تن را برایش نام برد و بیان داشت: این اسامی عبارتند از؛ حضرت محمّد (ص)، حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام).

 

حضرت زکریا با شنیدن این نام‌ها، غم و غصّه‌اش برطرف شده و اندوهش به خوشی تبدیل می‌شد، امّا وقتی به نام مبارک امام حسین(ع) می‌رسید، اشک در چشمانش حلقه زده و نفس‌هایش به‌شماره می‌افتاد.

 

به‌همین علت روزی عرض کرد: پروردگارا! مرا چه می‌شود که وقتی نام چهار نفر اوّل از پنج تن را می‌برم، با اسامی آنان آرامش خاطر پیدا می‌کنم و اندوهم برطرف می‌شود، امّا وقتی نام امام حسین (ع) را بر زبان جاری می‌کنم، اشکم جاری شده و ناله از جگرم بلند می‌شود؟

 

خداوند داستان حضرت سیدالشهداء (ع) را برای زکریّا نقل کرده و فرمود: تفسیر «کهیعص» این است؛ پس «کاف» علامت اختصاری نام کربلاست، «هاء» علامت شهادت خاندان امام حسین(ع)، «یاء» علامت نام یزید بوده که همان کسی است که این ستم را بر امام حسین(ع) روا داشته، «عین» علامت عطش و تشنگی امام (ع) در روز عاشورا است و «صاد» علامت صبر و بردباری سیدالشهداء(ع) در مواجهه با این مصائب است.

 

منبع: از غروب عاشورای حسینی (ع) تا طلوع ظهور مهدی (عج) - حسین احمدی قمی

 

 

انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:06 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

چرا امام زمان (عج) قائم نامیده می‌شود؟

وجود مبارک حجت بن الحسن (عج) داراى القاب و اسامى متعددى است که هر یک وجه خاصى از آن ذات کریم را بیان مى‌دارد.

چرا امام زمان (عج) قائم نامیده می شود؟به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ از جمله اسامی و القاب حضرت ولی‌عصر (عج) «بقیه الله» است که آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در کتاب «امام المهدی (عج) موجود موعود» به علت انتساب این نامگذاری اشاره می‌کند که در ادامه می‌‌خوانید:

 

وجود مبارک حجت بن الحسن (عج) داراى القاب و اسامى متعددى است که هر یک وجه خاصى از آن ذات کریم را بیان مى‌دارد. از القاب مشهور حضرتش مى‌توان به «قائم» اشاره‌اى ویژه داشت، زیرا این نام مبارک در روایاتى آمده است که گویاى سرّ لطیفى است.

 

براى تسمیه آن پیشواى منتظر به قائم وجوه متعددى ذکر شده که به برخى از آن‌ها اشاره مى‌شود:

 

از حضرت باقر (ع) پرسیدند:

مگر همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: آرى!

گفتند: پس چرا تنها دوازدهمین شما به این نام، نامیده شد؟

فرمود: آن هنگام که جدّمان حسین (ع) به شهادت رسید، فرشتگان با اشک و آه، ضجه‌زنان گفتند: اى الله و اى سید ما! آیا نمى‌نگرى که با بنده برگزیده و فرزند برگزیده تو چه مى‌کنند؟

 

خداوند به آنان چنین وحى کرد: اى فرشتگان من آرام باشید! به عزّت و جلالم سوگند! حتما از آن‌ها انتقام خواهم گرفت، هر چند مدت‌ها بگذرد. آن‌گاه پرده را کنار زد و امامان پس از حسین (ع) را به فرشتگان نمایاند، در میان آنان یکى ایستاده بود و نماز مى‌خواند، پس خداوند به فرشتگان فرمود: با این شخص ایستاده (قائم) از آن‌ها انتقام مى‌گیرم.

 

بر اثر غیبت طولانى، یاد آن وجود مبارک از خاطره بسیارى از افراد محو و فراموش مى‌شود و آن‌گاه حضرتش پس از این فراموشى ناگوار قیام مى‌کند. او را از آن جهت قائم نامیدند که قیام به حق او در میان قیام ائمه دیگر که همگى قائم به حق بودند، از ویژگى خاصى برخوردار است:

 

«سمّی بالقائم لقیامه بالحق»

 

در ویژگى قیام آن حضرت روایاتى هست از جمله حضرت عبد العظیم حسنى(ع) مى‌گوید که به امام جواد (ع) عرض کردم: آرزو مى‌کنم قائم آل محمد شما باشید و عدل و داد را در زمین بگسترانید.

 

امام جواد (ع) فرمود : همه ما قائم به امر خدا و هدایت‌کننده به دین او هستیم، امّا آن قائم که خداوند با او زمین را از اهل کفر و عناد در برابر حق پاک مى‌کند و از عدل و داد پر مى‌سازد، من نیستم. او همان است که ولادتش از مردم مخفى و شخصش غائب مى‌شود. هم‌نام و هم کنیه رسول خداست.

 

نیز حضرت عبد العظیم مى‌گوید:

 

تصمیم داشتم این مطلب را از حضرت جواد الائمه (ع) بپرسم که ایشان فرمود: قائم ما مهدى است که حتماً در غیبت به سر خواهد برد و باید منتظر ظهور آن حضرت بود و پس از ظهور باید از وى اطاعت کرد.

 

این لقب، تنها به امام عصر (عج) تعلق دارد، گرچه قبلاً گفته شد که قیام به قسط از شرایط عمومى امامت معصومان است.

 

امّا لقب پرافتخار «قائم» از القاب اختصاصى حضرت بقیه‌اللّه است و تنها آن حضرت به‌ عنوان «قائم آل محمد» شناخته مى‌شود.

 

ان أدرکت القائم من آل محمد نصرته، و منّا المصطفى و المرتضى و منّا یکون المهدی قائم هذه الأمه، به گونه‌اى که به شیوه‌اى پسندیده مرسوم شده است که هنگام ذکر این نام شریف شنوندگان به احترام آن حضرت و به یاد او قیام مى‌کنند.

 

 

 

انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:05 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

نیمه شعبان و یاد امام حسین (ع)

شب میلاد حضرت مهدی (عج) از شب‌های زیارتی مخصوص سالار شهیدان حسین بن علی (ع) است.

ماه شعبان تنها ماهی كه شهادت هیچ یك از معصومان واقع نشدبه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ ماه شعبان ماه دعا و انجام اعمال مختلف است؛ به طوری که دعا و روزه انسان را خصوصاً در این ماه به خداوند متعال بسیار نزدیک کرده و فرشتگان در حق مردم مومن و عابد در پیشگاه خداوند متعال دعا کرده و خود این فرشتگان مامور بردن درخواست ها و مناجات انسان های مومن در عرش اعلی بوده که این کار را افتخاری برای خود می دانند.

 

 ماه تولد امام حسین (ع) تنها ماهی است که شهادت امامی در آن صورت نگرفته و ماه شهادت ایشان هم ماهی است که هیچ امام معصومی در آن متولد نشده است.

 

ماه ربیع الثانی و ماه شعبان ، دو ماه قمری هستند که در آن ماه‌ها هیچ امامی شهید نشده است. البته در ماه های جمادی الاول و جمادی الثانی نیز هیچ امامی شهید نشده است بلکه روایت شده است که حضرت فاطمه (س) شهید شده اند که ایشان جزو امامان محسوب نمی‌شود ولی از معصومین هستند.

 

تنها ماهی كه در آن، شهادت هیچ یك از معصومان واقع نشده، ماه شعبان است. ماهی سرتاسر شادی، خیر و بركت است.

 

نیمه شعبان و یاد امام حسین (ع)

 

زیارت امام حسین علیه السلام همیشه و همواره مورد سفارش و تاكید بوده است؛ اما شب میلاد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از شب‌های زیارتی مخصوص سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام است. امام صادق علیه السلام در این باره می‌فرماید: هر كس شب نیمه شعبان، مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت كند، خداوند متعال گناهان او را می‌بخشد. 

 

از امام پرسیدند: «آیا خداوند عزوجل تمام گناهان را می‌آمرزد؟» امام علیه السلام فرمود:

 

آیا این را برای زائران حسین علیه السلام زیاد می‌دانید؟ چگونه نیامرزد؟ در حالی كه زائر حسین، مانند كسی است كه خداوند عزیز و بلند مرتبه را در عرش زیارت كرده باشد. 

 

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرماید: در نیمه شعبان، منادی‌ از آسمان ندا می‌كند: «ای زائران حسین! برگردید؛ در حالی كه آمرزیده شده‌اید و ثواب شما بر خدا و نبی او حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم است.» 

 

 

 

انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:04 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مادر امام زمان (عج) کیست؟

نرجس خاتون که نام دیگر او ملیکا بود، نوه قیصر روم و از خاندان شمعون، وصى بلا فصل حضرت مسیح است.

مادر امام زمان(عج) کیست؟/// ویژه نیمه شعبانبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ نرجس خاتون  مادر امام عصر (عج) یکى از ملکه‌هاى وجاهت و زیبایى است که از نسل حواریون عیسى بن مریم بوده است. قدرت الهى آن بانوى مکرمه را براى همسرى حضرت عسکرى (علیه السلام) از روم به سامرا فرستاده تا گوهر تابناک وجود مهدویت در آن رحم پاک پرورش یابد.


نرجس خاتون که نام دیگر او ملیکا بود، نوه قیصر روم و از خاندان شمعون، وصى بلا فصل حضرت مسیح است.

خلاصه سرگذشت ایشان از زبان خودشان بدین شرح است:

بشر بن سلیمان برده فروش، از فرزندان ابو ایوب انصارى و از شیعیان با اخلاص حضرت امام هادى (ع) و امام حسن عسکرى (ع) بود و در سامره افتخار همسایگى حضرت عسکرى (ع) را داشت. او گفت که روزى کافور (یکى از خدمتگزاران امام هادى (ع)) به خانه ام آمد و گفت: امام با شما کار دارد، وقتى من به خدمت حضرت (ع) رسیدم، چنین فرمود: اى بشر تو از اولاد انصار هستى که در زمان ورود حضرت رسول اکرم (ع) به یارى آن جناب به پا خاستند و دوستى شما نسبت به ما اهل بیت مسلم است، بنابراین به شما اطمینان زیادى دارم و مى خواهم به تو افتخارى بدهم. رازى را با تو در میان مى گذارم که نزدت محفوظ بماند.

 

سپس نامه پاکیزه اى به خط و زبان رومى مرقوم فرموده و سر آن نامه را با خاتم مبارکش مهر کرد و کیسه زردى که در آن ۲۲۵ اشرفى بود، بیرون آورد و فرمود: این کیسه را بگیر و به بغداد برو و صبح فلان روز سر پل فرات مى‌روى، در این حال کشتى مى آید، در آن اسیران زیادى خواهى دید که بیشتر آنان مشتریان فرستادگان اشراف بنى عباس خواهند بود و کمى از جوانان عرب هستند.


در چنین وقتى متوجه شخصى به نام عمر بن زید برده فروش باش که کنیزى با چنین وصفى خواهى دید که خود را از دسترس مشتریان حفظ مى کند. در این حال صداى ناله‌اى به زبان رومى از پس پرده رقیق و نازکى خواهى شنید که بر هتک احترام خود مى‌نالد.


بشر بن سلیمان گوید: من به فرموده حضرت امام على النقى (ع) عمل کردم و به همانجا رفتم و آنچه امام فرموده بود، دیدم و نامه را به آن کنیزک دادم. چون نگاه وى به نامه حضرت افتاد به شدت گریه کرد و نگاه (به عمر بن زید) کرد و گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش و قسم یاد نمود که در غیر این صورت خودم را هلاک خواهم کرد.


من در تعیین قیمت با فروشنده گفتگوى زیادى کردم تا به همان مبلغى که امام (ع) داده بود، راضى شد. من هم پول را تسلیم کردم و با کنیزک که خندان و شادان بود، به محلى که قبلا در بغداد تهیه کرده بودم، در آمدیم. پس از ورود، دیدم نامه را با کمال بى قرارى از جیب خود درآورد و بوسید و روى دیدگان و مژگان خود نهاد و بر بدن و صورت خود مالید.


گفتم: خیلى شگفت است که شما نامه اى را مى بوسى که نویسنده آن را نمى شناسى. گفت: آنچه مى گویم بشنو، تا علت آن را دریابى: من ملکه دختر یشوعا، پسر قیصر روم هستم. مادرم از فرزندان حواریون است و از نظر نسب، نسبت به حضرت عیسى دارم. بگذار داستان عجیب خودم را برایت نقل کنم.


جد من قیصر می‌خواست مرا در سن سیزده سالگى براى برادرزاده اش تزویج کند. سیصد نفر از رهبانان و نصارى از دودمان حواریون عیسى بن مریم (ع) و هفتصد نفر از رجال و اشراف و چهار هزار نفر از امرا و فرماندهان و سران لشکر و بزرگان مملکت را جمع نمود. آنگاه تختى آراسته به انواع جواهرات را روى چهل پایه نصب کرد، وقتى که پسر برادرش را روى آن نشانید صلیب‌ها را بیرون آورد و اسقف‌ها پیش روى او قرار گرفتند و انجیل‌ها را گشودند، ناگهان صلیب‌ها از بلندى روى زمین ریخت و پایه هاى تخت درهم شکست.


پسرعمویم با حالت بیهوشى از بالاى تخت بر روى زمین درافتاده و رنگ صورت اسقف‌ها دگرگون گشت و به شدت لرزید. بزرگ اسقف‌ها، چون چنین دید، به جدم گفت: پادشاها! ما را از مشاهدى این اوضاع منحوس که علامت بزرگى مربوط به زوال دین مسیح ومذهب پادشاهى است، معاف بدار.


جدم در حالى که اوضاع را به فال بد گرفت، به اسقف‌ها دستور داد تا پایه هاى تخت را استوار کنند و دوباره صلیب‌ها را برافرازند و گفت: پسر بدبخت برادرم را بیاورید تا هر طور هست این دختر را به وى تزویج نمایم تا شاید که این وصلت مبارک، نحوست آن از بین برود.


وقتى که دستور ثانوى او را عمل کردند، هر چه که در دفعه اول دیده بودند تجدید شد. مردم پراکنده گشتند و جدم با حالت اندوه به حرمسرا رفت و پرده‌ها بیفتاد. همان شب در عالم خواب دیدم مثل اینکه حضرت عیسى و شمعون وصى او و گروهى از حواریون در قصر جدم قیصر اجتماع کرده اند و در جاى تخت منبرى که نور از آن مى‌درخشید، قرار داد. طولى نکشید که محمد (ص) پیغمبر خاتم و داماد و جانشین او و جمعى از فرزندان او وارد قصر شدند. حضرت عیسى به استقبال شتافت و با حضرت محمد (ص) معانقه کرد و حضرت فرمود: یا روح الله! من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام و در این هنگام اشاره به امام حسن عسکرى (ع) نمود. حضرت عیسى نگاهى به شمعون کرده و گفت: شرافت به سوى تو روى آورده است، با این وصلت با میمنت موافقت کن، او هم گفت: موافقم.


آنگاه دید که حضرت محمد (ص) بالاى منبر رفت و خطبه اى بیان فرمود و مرا براى فرزندش تزویج کرد. سپس حضرت عیسى و حواریون را گواه گرفت، وقتى که از خواب بیدار شدم از ترس جان خود، خواب را براى پدرم و جدم نقل نکردم و پیوسته آن را در صندوقچه قلبم نهفته و پوشیده مى داشتم.


از آن شب به بعد قلبم از فرط محبت به امام عسکرى (ع) موج مى زند تا جایى که از خوراک بازماندم و کم کم رنجور و لاغر شدم و به شدت بیمار گشتم. جدم تمام پزشکان را احضار کرد و همه از مداواى من عاجز گردیدند. وقتى از مداوا مایوس شدند جدم گفت: اى نور دیده! شما هر خواهشى دارى به من بگو تا حاجتت را برآورم. گفتم: پدر جان! اگر در به روى اسیران مسلمین بگشایى و قید و بند از آنان بردارى و از زندان آزاد گردانى امید است که عیسى و مادرش مرا شفا دهند.


پدرم درخواست مرا پذیرفت و من نیز به ظاهر اظهار شفا و بهبودى کردم و کمى غذا خوردم. پدرم خیلى خوشحال شد و از آن روز به بعد، نسبت به اسیران مسلمین احترام شدید انجام مى داد.


در حدود چهارده شب از این ماجرا گذشت. باز در خواب دیدم که دختر پیغمبر اسلام، حضرت فاطمه (س) به همراهى حضرت مریم و حوریان بهشتى به عیادت من آمدند. حضرت مریم به من توجه کرد و فرمود: این بانوى بانوان جهان و مادر شوهر تو است. من فورى دامن مبارک حضرت زهرا را گرفتم و بسیار گریستم و از این که امام حسن عسکرى (ع) به دیدن من نیامده خدمت حضرت زهرا (س) شکایت کردم. فرمود: او به عیادت تو نخواهد آمد، زیرا تو به خداوند متعال مشرکى و در مذهب نصارا زندگى مى کنى. اگر مى خواهى خداوند و عیسى و مریم از تو خشنود باشند و میل دارى فرزندم به دیدنت بیاید، شهادت به یگانگى خداوند و نبوت پدرم که خاتم الانبیا است بده، من هم حسب الامر حضرت فاطمه (س) آنچه فرموده بود گفتم. حضرت مرا در آغوش گرفت و این باعث بر بهبودى من شد، آنگاه فرمود: اکنون به انتظار فرزندم حضرت امام حسن عسکرى (ع) باش که او را به نزدت خواهم فرستاد.


وقتى از خواب بیدار شدم، شوق زیادى در تمام اعماق وجودم راه یافت و مشتاق ملاقات آن حضرت بودم تا اینکه شب بعد امام را در خواب دیدم. در حالى که از گذشته شکوه مى نمودم، گفتم: اى محبوبم، من که خود را در راه محبت تو تلف کردم، فرمود: نیامدن من علتى جز مذهب تو نداشت، ولى حالا که اسلام آورده اى، هر شب به دیدنت مى آیم تا آنکه کم کم وصال واقعى پیش آید، از آن شب تا حال پیوسته در عالم خواب خدمت آن حضرت بودم.


بشر بن سلیمان پرسید چگونه در میان اسیران افتادى؟ گفت: در یکى از شب‌ها در عالم خواب حضرت عسکرى (ع) را دیدم فرمود: فلان روز جدت قیصر، لشگرى به جنگ مسلمانان مى فرستد، تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از کنیزان که از فلان راه مى روند به آن‌ها ملحق شوى.


من به فرموده حضرت عمل کردم، و پیش قراولان اسلام با خبر شدند و ما را اسیر گرفتند و کار من به اینجا کشید که دیدى. ولى تا به حال به کسى نگفتم که نوه پادشاه روم هستم. تا اینکه پیرمردى که در تقسیم غنایم جنگى سهم او شده بودم، نامم را پرسید، من اظهار نکردم و گفتم: نرجس. گفت: نام کنیزان؟


بشر گفت: چه بسیار جاى تعجب است که تو رومى هستى و زبانت عربى است؟


گفتم: جدم در تربیت من جهدى بلیغ و سعى بسیارى داشت و زنى را که چندین زبان مى دانست، براى من تهیه کرده بود و از صبح و شام نزد من مى آمد و زبان عربى به من مى آموخت، روى همین اصل است که مى توانم عربى حرف بزنم.


(بشر) مى‌گوید: وقتى او را به سامره خدمت امام على النقى (ع) بردم، حضرت از وى پرسید: عزت اسلام و ذلت نصارى و شرف خاندان پیغمبر (ص) را چگونه دیدى؟


گفت: در موردى که شما از من داناترید چه بگویم. فرمود: مى خواهم ده هزار دینار و یا مژده مسرت انگیزى به تو بدهم، کدام یک را انتخاب مى‌کنى؟ عرض کرد: فرزندى به من بدهید، فرمود: تو را مژده به فرزندى مى دهم که شرق و غرب عالم را مالک مى شود و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.


عرض کرد: این فرزند از چه شوهرى خواهد بود؟ فرمود: از آن کس که پیغمبر اسلام در فلان شب در فلان ماه و فلان سال رومى تو را براى او خواستگارى نمود، در آن عیسى بن مریم و وصى او تو را به چه کسى تزویج کردند؟


گفت: به فرزند دلبند شما، فرمود: او را مى شناسى؟ عرض کرد: از شبى که به دست حضرت فاطمه (ع) اسلام آوردم، دیگر شبى نبود که او به دیدن من نیامده باشد.


آنگاه حضرت امام على النقى (ع) به (کافور) خادم فرمود: خواهرم حکیمه را بگو نزد من بیاید، وقتى که آن بانوى محترم آمد فرمود: خواهرم این همان زنى است که گفته بودم. حکیمه خاتون آن بانو را مدتى در آغوش خود گرفت واز دیدارش شادمان گردید. آنگاه حضرت فرمود: اى عمه او را به خانه خود ببر و فرایض مذهبى و اعمال مستحبه را به وى یاد بده که او همسر فرزندم حسن و مادر قائم آل محمد (ع) است.

 


انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:04 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اسماء و القاب حضرت مهدی‌ (عج)

نام اصلی امام مهدی(عج) «محمد» و این نامی است که پیامبر اکرم (ص) برای ایشان انتخاب کردند. در اخبار متعدد شیعه و سنی آمده است که رسول خدا فرمودند: «مهدی هم‌نام من است.»

اسماء و القاب حضرت مهدی‌ (عج)به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ به مناسبت فرا رسيدن ايام فرخنده ولادت باسعادت حضرت بقية الله الأعظم(عج)، متن پیش رو درباره ولادت حضرت صاحب الامر، القاب آن حضرت را باهم مرور می کنیم؛

 

امام مهدی کیست؟

 

وی یگانه فرزند امام عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال ۲۶۰ ه.ق امبه دنبال شهادت حضرت عسکری (ع)، همچون حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع) که در سنین کودکی عهده‌دار نبوّت شده بودند، در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

 

مرحوم نورى در بيان اسماء شريفه امام مهدي (عج)، با استناد به آيات، روايات، كتب آسمانى پيشين، تعبيرات راويان و تاريخ‌نگاران، تعداد 182 اسم و لقب براى حضرت مهدي (عج)، از جمله محمّد، احمد، عبدالله، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، داعى، شريد، صاحب، غائب، قائم، خلف صالح، منتظر و ... اشاره کرده است.

 

كنيه‌هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم، هم كنيه پيامبر(ص)، ابوعبدالله، اباصالح.

 

مرحوم نورى؛ ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه‌هاى ايشان شمرده است.

 

در اينجا پاره‌اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارت‌هاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدي(عج) مورد تصريح قرار گرفته است، اشاره مي‌شود. با اين اميد كه دقّت و تأمّل در آن‌ها، ما را با شؤون مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين، در ضمن اين دعاها و زيارت‌ها براى امام دوازدهم بر شمرده شده، براي ما روشن‌تر شود.

 

براي امام مهدي(عج) بيش از 300 لقب ذکر شده که هر يک بر بُعد خاصي از شخصيت و ويژگي‏‌هاي اخلاقي و روحي آن حضرت دلالت دارد. از جمله آن‌ها می ‌وان به؛ مهدي، منصور، قائم، حجت‏الله، صاحب‏‌الامر، خلف صالح، بقية‏الله، منتقم، موعود، خاتم‌‏الاوصيا، داعي، باسط، ثائر، صاحب‌‏الزّمان، ولي‌‏الله، خليفة ‏الرّحمان، برهان، سيّد و منتظر اشاره کرد.

 

قابل ذكر اينكه، تمام اين عناوين و اوصاف به طور خاص در مورد حضرت مهدي(عج) وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آن‌ها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام نيز مي‌تواند مصداق داشته باشد.

 

مهدي يکي از مشهورترين نام‏‌هاي حضرت است.

 

امام باقر (ع) درباره دليل نام‏گذاري آن حضرت به اين اسم، مي‏‌فرمايد: « ... قائم آل محمّد(عج) را به اين دليل، مهدي مي‏‌نامند که او، مردم را به آن دسته از اموري که برايشان پوشيده است، هدايت خواهد کرد.»

 

حضرت صادق(ع) نيز در اين باره مي‏‌فرمايد: « ... به آن حضرت، مهدي گفته‏‌اند؛ زيرا او مردم را به امري که آن را گم کرده‌اند، هدايت مي‏‌کند.»

 

قائم يکي از القاب حضرت مهدي(عج) است.

 

امام رضا (ع) در تبيين دليل اين نام‏گذاري، مي‏‌فرمايد: « ... حضرت صاحب الامر(عج) را قائم ناميده‌‏اند، چون او، به حقّ، قيام خواهد کرد.»

 

شيخ صدوق در کمال ‏الدّين نقل مي‏‌کند که «صقر بن دلف» گفت: روزي از حضرت امام محمّد تقي(ع) پرسيدم: يابن رسول‌الله، چرا فرزند امام عسکري(ع) را قائم ناميدند؟!. آن حضرت فرمود: « ... براي اينکه او اصل امامت را پس از فراموش شدن و رویگرداني بيشتر مردم از آن، دوباره مطرح خواهد ساخت.»

 

منتَظَر

 

از امام جواد علیه‌السلام روایت شده است که حضرت مهدی(عج) را منتظَر می‌نامند؛ چون دوران غیبت برای وی، بسیار طولانی خواهد بود. مخلصان امت با وجود طولانی شدن این دوره، ظهور او را انتظار خواهند کشید، ولی شک کنندگان، دچار تردید خواهند شد و او را انکار خواهند کرد.

 

همچنین آن حضرت را منتظِر نیز نامیده‌اند؛ زیرا وجود مبارک امام زمان(عج) همواره در حال انتظار به سر می‌برند، تا اجازه قیام و ظهورشان از سوی خداوند متعال صادر شود. آنگاه ستم را از زمین بزدایند و آن را از عدل و داد پُر سازند.

 

حجت اللّه

 

در دسته‌ای از روایت‌ها و دعاها، امام عصر(عج) را حُجّت یا حجّة‌اللّه نامیده‌اند. درباره دلیل این نامگذاری، نظرهای گوناگونی بیان شده است. از جمله گفته‌اند: خداوند تبارک و تعالی به وسیله آن حضرت بر بندگانش، اتمام حجّت می‌کند و به همه پرسش‌ها و شبهه ‌ای آنان پاسخ می‌دهد. به گونه‌ای که در سرپیچی از حق، برای هیچ کس، بهانه‌ای باقی نخواهد ماند. برخی نیز گفته اند: امام زمان(عج) حجة‌اللّه است؛ به این معنی که حکومت الهی بر همه خلایق، به دست آن حضرت تحقق خواهد یافت.

 

صاحب‌الامر

 

امام مهدی (عج) را صاحب‌الامر نیز می نامند؛ زیرا آن حضرت، رهبر و پیشوایی است که خداوند تبارک و تعالی، پیروی از ایشان را بر همه بندگان خود، واجب دانسته است. از جمله در قرآن کریم می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا و پیامبرش و صاحبان امر، پیروی کنید».

 

روایت معتبری در تفسیر این آیه، تصریح دارد که مراد از «اولی‌الامر»، امامان معصوم و خاندان پیامبر اکرم(ص)اند که نخستین آنان، حضرت علی بن ابی طالب علیه‌السلام و واپسین آنان، حجت بن الحسن العسکری؛ امام زمان (عج) است.

 

خلف صالح

 

یکی دیگر از القاب امام زمان (عج)، خلف صالح است که این تعبیر در سخنان ائمه اطهار علیهم‌السلام بیشتر به چشم می‌خورد. امام صادق علیه‌السلام در این باره می‌فرمایند: خلف صالح از فرزندان من است. مهدیِ این امّت اوست. نامش محمد و کنیه‌اش، ابوالقاسم است که در آخرالزمان، قیام خواهد کرد.

 

مراد از خلف، جانشین است. آن حضرت را خلف صالح می گویند؛ زیرا جانشین همه انبیا و اوصیای پیشین است و همه دانش، حالت ها و ویژگی های آنان را در خود گرد آورده است. در حدیث «لوح» حضرت صدیقه طاهره(س) در این باره آمده است: آن گاه پس از امام عسکری علیه السلام این سلسله (امامت) را با پسر و خلف او کامل می کنم. او که برای جهانیان رحمت است. برای اوست کمال صفوت آدم و رفعت ادریس و آرامش نوح و بردباری ابراهیم و شدّت و صلابت موسی و بهای عیسی و صبر ایوب...

 

بقیّة اللّه

 

از جمله لقب‌های امام زمان (عج)، بقیّة اللّه است. درباره نامیده شدن آن حضرت به این لقب، دیدگاه‌های گوناگون، مطرح شده است؛ برای مثال، گفته اند: این تعبیر، واژه ‌ی جامع و کامل است که شخصیت و عظمت آن حضرت را بیان می‌کند؛ زیرا آن حضرت، وارث آدم و یادگار کسی است که ملایکه بر او سجده کردند و همه موجودات در برابر او سر تسلیم فرود آوردند.

 

همچنین گفته‌اند چون آن حضرت قیام کنند، به کعبه تکیه می‌دهند و نخستین آیه‌ای که به زبان جاری خواهند ساخت، این است: اگر مؤمن باشید، بقیّة‌اللّه برای شما از هر چیز دیگر، بهتر است. آن گاه خواهد فرمود: منم بقیة‌اللّه و حجت الهی و خلیفه او برای شما. از آن پس، هرکس که به ایشان سلام کند، از عبارت السّلام علیک یا بقیّة اللّه فی ارضه استفاده می کند.

 

منتقم

 

«منتقِم» از دیگر لقب‌های حضرت مهدی(عج) است. حضرت رسول اکرم(ص) در این باره فرمودند: از جمله اوصاف مهدی آل محمّد(عج) این است که انتقام مظلومان را از ستم گران خواهد گرفت. افزون بر این، خود امام عصر(عج) به احمد بن اسحاق نوشتند: من از دشمنان خداوند، انتقام خواهم گرفت.

 

وارث

 

در بعضی دعاها و سخنان ائمه علیهم السلام ، از حضرت مهدی(عج) با عنوان وارث یاد شده است. پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیریه می فرمایند: آن حضرت، وارث علوم، کمالات، مقامات و منزلت های همه انبیا و اوصیا و پدران بزرگوارش خواهد بود. به عبارت دیگر، همه آن چه انبیا و اوصیا داشته اند، او یک جا خواهد داشت.

 

موعود

 

موعود یکی از نام‌های مشهور آن حضرت است که تقریبا در همه ادیان آسمانی به آن معروف است. امام سجاد علیه‌السلام در تفسیر آیه وَ ما تُوعَدُون، دلیل این نام گذاری را چنین بیان می فرمایند: مقصود، قیام قائم آل محمد(ص) است که وعده ظهور او به همه پیامبران و امت‌های گذشته داده شده است. بنابراین، در زیارت آن حضرت آمده است: سلام بر آن مهدی که خداوند وعده داده است که به واسطه او بین همه مردم، وحدت و یکپارچگی ایجاد کند.

 

خاتم الاوصیاء

 

از جمله لقب های حضرت مهدی(عج)، خاتم الاوصیاست؛ زیرا آن حضرت، آخرین وصی پیامبر اکرم(ص) و آخرین امام معصومند که با ظهور خود، نظام عدل اسلامی را در سرتاسر جهان، حاکمیت خواهند بخشید. از خدمت گزار امام عسکری علیه السلام نقل شده است که وقتی به حضور حضرت مهدی(عج) رسیدم، حضرت، خود را با این تعبیرها به من معرفی کردند: منم خاتم الاوصیا که خداوند تبارک و تعالی به واسطه من، بلاها و فتنه ها را از خاندان و شیعیانم، برطرف خواهد ساخت.

 

داعی

 

در یکی از زیارت‌ها با تعبیر «داعِیَ اللّه» از امام مهدی(عج) یاد شده است: اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعِیَ اللّه. درباره دلیل این نامگذاری نقل شده است که آن حضرت از جانب خداوند متعال مأموریت دارند تا مردم را به سوی پروردگارشان فرا خوانند. ایشان در این راه، به اندازه‌ای تلاش خواهند کرد تا آیین الهی در سرتاسر جهان حاکمیّت پیدا کند و جز دین خدا، هیچ مکتب و تفکری، ادعای جهان داری و راهنمایی بشر را نداشته باشد.

 

برای امام زمان(عج) بیش از سیصد لقب ذکر شده که هر یک بر بعد خاصی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی و روحی آن حضرت دلالت دارد. از جمله آنهاست: مهدی، منصور، قائم، حجت‌الله، صاحب‌الامر، خلف صالح، بقیة‌الله، منتقم، موعود، خاتم‌الاوصیا، داعی، باسط، ثائر، صاحب‌الزمان، ولی‌اللّه، خلیفة‌الرحمان، برهان، سیّد و منتظر.

 

باسط

 

یکی از لقب‌های امام زمان(عج) باسط است. باسط یعنی کسی که نعمت و برکات را گسترده می‌سازد. در زمان حکومت آن حضرت داد در همه جا گسترده خواهد شد. همه مخلوقات در سایه عدالت آن بزرگوار به آرامش و آسایش دست می‌یابند و از نعمت های الهی بهره مند خواهند شد. همچنین احکام حیات بخش اسلام در سرتاسر عالم مورد توجه قرار گرفته، زمینه تشکیل حکومت واحد جهانی بر اساس قوانین الهی فراهم خواهد آمد. زمین و آسمان برکات خود را در زمان حضرت به مردم ارزانی خواهند داشت. اساس کفر و شرک از بین می رود و همه مردم در سایه آن حضرت تسلیم آیین الهی خواهند شد و حتی درندگان نیز خوی درندگی خویش را کنار خواهند گذاشت.

 

تمام

 

هر یک از لقب‌های حضرت مهدی(عج) بر گوشهای از ویژگی‌های شخصیّت بی نظیر آن حضرت دلالت دارد. یکی از لقب های آن حضرت «تمام» است. امام مهدی(عج) را از آن جهت لقب تمام داده اند که آن حضرت در کمالات اخلاقی، سجایای انسانی، شرافت نسب و خاندان، شوکت و عظمت، رأفت و محبّت و قدرت و سلطنت تام و بی عیب است و احدی از انبیا و اولیا به آن حدّ دست نیافته اند و توفیقی که امام زمان(عج) در اجرای احکام الهی پیدا کرده هیچ یک از پیامبران و اوصیا پیدا نکرده است. همچنین می توان گفت: آن حضرت را تمام نامیده‌اند چون وی متمّم و کامل کننده خلافت و حکومت الهی و نیز علوم و کمالات در روی زمین است و از طریق رهنمودها و برنامه های تربیتی و اخلاقی آن حضرت است که بشر به بالاترین درجات کمال روحی و عرفانی دست خواهد یافت.

 

غائب

 

از جمله لقب‌هایی که برای مهدی موعود(عج) ذکر شده لقب غائب است. غائب یعنی غیرظاهر. آن گاه که ستم پیشه گان ظلمت پرست، نورانیّت دوازدهمین حجّت بر حقّ الهی را تاب نیاوردند و با یورش به منزل امام عسکری علیه السلام در صدد بر آمدند تا منجی عالم بشریت را به قتل برسانند، خداوند متعال به قدرت و حکمت لایزال خویش، زمینه غیبت آخرین حجتش را فراهم ساخت تا با حفظ جان باقی مانده سلسله امامت و سلاله نبوّت نعمت خود را بر انسان‌های ستمدیده کامل کند. از آن روز غیبت مصلح بزرگ بشر آغاز شد و امام دوازدهم هم از این رو به امام غائب معروف شد.

 

مأمول

 

مأمول یعنی آرزو شده و کسی که مردم به او امید بسته‌اند و چشم انتظار اویند. این تعبیر از جمله لقب ‌ای حضرت مهدی(عج) است. همه مردم دنیا چشم انتظار قیام آن منجی بزرگند تا با ظهور خویش ستم و تبعیض و تعدّی را از سرتاسر جهان برطرف ساخته، دنیا را پر از عدل و داد سازد. لقب مأمول به این حقیقت اشاره دارد که چون همه آرزوی ظهور آن حضرت را دارند به او امام مأمول می ‌ویند. در قسمتی از زیارت گران قدر «سلام علی آل یس» آمده است: «سلام بر تو ای امام امین. درود بر تو ای مقدّم بر همه عالم که تمام مخلوقات در آرزوی تو به سر می ‌رند».

 

ناطق

 

یکی از لقب‌های معروف امام زمان (عج) لقب «ناطق» است. در زیارت عاشورا آمده است: «ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام مهدی ناطق؛ از خداوند متعال درخواست می‌کنم که توفیق انتقام گرفتن از دشمنان شما را به همراه امام و راهنمای ناطق روزیام کند». لقب ناطق را رسول خدا (ص) به حضرت مهدی (عج) دادند و در حدیثی در معرفی تک تک ائمه اطهار علیهم‌السلام، بیان فرمودند. این لقب از آن رو به امام عصر (عج) داده شده است که ائمه قبلی بر اثر تسلط دشمنان، بسیاری از امور و اسرار را نمی توانستند بیان کنند؛ چون خطرهای فراوانی اساس اسلام را تهدید می‌کرد. اما حضرت مهدی (عج) وقتی ظهور کنند از چنان قدرت و عظمتی برخوردار خواهند بود که تمام طاغوت‌ها را سرکوب کرده، همه علوم و معارف را بدون هیچ گونه نگرانی بیان، و حکم خداوند را جاری می‌فرمایند.

 

نور آل محمد (ص)

 

«نور آل محمد» از لقب‌های حضرت مهدی (عج) است که ریشه قرآنی دارد. توضیح آنکه هرچند نام امام زمان (عج) در قرآن کریم ذکر نشده است ولی در روایات مربوط به تفسیر آیات، در موارد متعدد برخی از آیات به اعمال و ویژگی‌های آن حضرت تفسیر یا تأویل یا تطبیق شده است؛ به عنوان مثال آیاتی چون واللّه متمّ نوره (خدا نور خودش را کامل خواهد ساخت) یا اشرقت الارض بِنور ربّها (زمین به نور پروردگارش روشن می گردد) و یهدی اللّه بنوره من یشاء (خداوند هرکس را که بخواهد با نور خودش هدایت می‌کند) به ولایت حضرت قائم (عج) و ظهور و ارشادات آن حضرت تفسیر شده است.

 

و القابي چون:

 

•وجه‌الله: مظهر جمال و جلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حقّ رو به او دارند.

 

•باب‌الله: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مي‌كنند.

 

•نورالله: نور خاموشى‌ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقّايق توحيدى، مايه هدايت ره‌جويان.

 

•سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

 

•عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقّيقى.

 

•صاحب الزّمان: اختياردارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حقّ.

 

•ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

 

•نظام الدين: نظام بخش دين.

 

•يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

 

 

 

گفتم؛ که روي خوبت، از من چرا نهان است؟!.

 

گفتا؛ تو خود حجابي، ورنه رخم عيان است.

 

گفتم؛ که از که پرسم، جانا نشان کويت؟!.

 

گفتا؛ نشان چه پرسي، آن کوي بي‌نشان است.

 

 

 

انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:04 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سیدالاوصیا لقب کیست؟

روایات بسیاری به اوصاف مشترک و شباهت‌های امام زمان (عج) به حضرت پیامبر اکرم (ص) اشاره شده است.

سیدالاوصیا لقب کیست؟به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ این ایام، با  روزها و ساعاتی همزمان شده است که در آن به افضل اعمال اشاره شده است، اما آنچه قابل توجه است، روز پانزدهم شعبان المعظم و خجسته میلاد حضرت مهدی موعود (عج) است. در روایات بسیاری به اوصاف مشترک و شباهت‌های امام زمان (عج) به حضرت پیامبر اکرم (ص) اشاره شده است.

 

از جمله لقب‌های حضرت مهدی(عج)، خاتم الاوصیاست؛ زیرا آن حضرت، آخرین وصی پیامبر اکرم(ص) و آخرین امام معصومند که با ظهور خود، نظام عدل اسلامی را در سرتاسر جهان، حاکمیت خواهند بخشید. از خدمتگزار امام عسکری علیه‌السلام نقل شده است که وقتی به حضور حضرت مهدی(عج) رسیدم، حضرت، خود را با این تعبیرها به من معرفی کردند: منم خاتم‌الاوصیا که خداوند تبارک و تعالی به واسطه من، بلاها و فتنه‌ها را از خاندان و شیعیانم، برطرف خواهد ساخت.

 

ما در این گزارش به طور مختصر به یک سری از ویژگی‌های این لقب اشاره می‌نماییم:
 

رحمت

 

خداوند متعال وجود نازنین پیامبر اکرم (ص) را رحمتی برای عالمیان می‌داند؛ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. امام زمان (عج) نیز به این صفت زیبنده‌اند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَة»؛ سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گستردة الهی.
 

حجت الهی

 

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین»؛ امام زمان (عج) نیز با لقب حجة‌الله مورد خطاب قرار گرفته‌اند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّه».
 

نور خدایی

 

پیامبر (ص) نور خدایی است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه » سلام بر  تو، ای نور روشنایی بخش خداوند. در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان (عج) این گونه آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون»؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می‌شوند.
 

دعوت کننده به سوی خداوند متعال

 

خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می‌فرماید: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً؛ ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذارکننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.

در مورد امام عصر (عج) نیز آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه»؛ سلام بر تو ای دعوت‌ کننده خلق به سوی خدا.
 

خاتمیّت (حُسن ختام)

 

ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلیماً؛ محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی رسول خدا و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است.

امام مهدی (ع) نیز در معرفی خود می‌فرمایند: «أَنَا خَاتِمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی»؛ من آخرین از جانشینان پیامبر هستم و بواسطه من خداوند بلا را از اهل و شیعیانم برمی‌دارد.
 

امنیت بخشی

 

با وجود رسول خدا امت او در امنیت بودند: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ؛ (ای پیامبر!) تا تو در میان آن ها هستی، خداوند آن‌ها را مجازات نخواهد کرد.

امام زمان نیز در وصف وجودی خویش می‌فرمایند: «إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»؛ به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همان گونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.



انتهای پیام/


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 21 اردیبهشت 1396  | 09:03 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
امام علی علیه السّلام فرمودند:
 
اَلـْحَقُّ جَديدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْيّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ ؛
 

حقّ و حقيقت در تمام حالات جديد و تازه است گر چه مدّتي بر آن گذشته باشد و باطل هميشه پست و بي أساس است گر چه افراد بسياري از آن حمايت كنند.
 
وسائل الشیعه، ج20، ص 434، ح32292

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 اردیبهشت 1395  | 03:37 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
امام على علیه السّلام فرمودند:
 
 
 

از خدعه و حيله آرزوها بپرهيزيد. چه بسيار آرزومندِ روزى كه به آن روز نمى رسد و چه بسيار سازنده اى كه در ساخته اش ساكن نمى شود و چه بسيار جمع كننده مالى كه از آن استفاده نمى كند و شايد آن مال را از باطل به دست آورده و يا از حق كسى جلوگيرى كرده، تا به آن مال رسيده است و بايد بار همه آن گناهان را به دوش كشد.
 
غررالحكم، ح 2563

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 اردیبهشت 1395  | 02:36 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
امام علی علیه السّلام فرمودند:
 
لا عَدْلَ اَفْضَلُ مِنْ رَدِّ الْمَظالِمِ؛
 

هيچ عدالتى بهتر از بازگرداندن حقوق پايمال شده نيست.
 
غررالحكم، ج6، ص 415، ح 10841.

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 12 اردیبهشت 1395  | 02:36 ب.ظ | نويسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از ديگر صفحات نيز ديدن فرماييد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.